مصاحبه با آیت الله سید محمد رضا حسینی آملی در مورد آیت الله عزالدین زنجانی

آغاز آشنایی شما با زنده‌یاد آیت‌الله العظمی سیدمحمد عزالدین زنجانی، به چه مقطعی باز می‌گردد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. نخستین‌بار مرحوم آیت‌الله زنجانی (رضوان‌الله تعالی علیه) را قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در زمانی که به کوچه مسجد رانندگان مشهد تشریف آوردند و در آنجا تدریس را شروع کردند، زیارت کردم. در آن دوره، در درس مرحوم منجی شرکت می‌کردم و به مباحث عقلی هم علاقه داشتم. ایشان شب‌ها در منزلشان در همان کوچه رانندگان تدریس می‌کردند و من با چند تن از دوستان به زیارت ایشان رفتم، ولی دیگر تا پس از انقلاب، توفیق زیارت ایشان دست نداد! پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از زمانی که با مرحوم استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی ارتباط پیدا و درس و بحث خود را با ایشان شروع کردم، به دلیل فضای حاکم بر حوزه مشهد ــ که همچنان نیز وجود دارد ــ این احساس برای بنده پیش آمد که ضرورت ایجاب می‌کند تا کسانی که به این رویکرد اعتقاد دارند، با یکدیگر اتحاد و انسجامی داشته باشند. بنده در ایجاد این انسجام، فعال بودم.

 

 

گفته می‌شود که آیت‌الله زنجانی در مشهد، از مرحوم استاد آشتیانی حمایت می‌کردند. آیا به واقع این‌گونه بود؟
دراین‌باره نیاز به ذکر اشاراتی مقدماتی است. مرحوم آیت‌الله میلانی در دوران حیات، درس اصول خود را به آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری ــ که از شاگردان ایشان بودند ــ واگذار کردند و ایشان هم به مدت پنجاه سال، این درس را تدریس کردند! ایشان صبح‌ها اصول و شب‌ها فقه درس می‌دادند. یکی از کانون‌هایی که از آنجا، زیاد برای ایشان مزاحمت ایجاد می‌شد، مسجدی در نزدیکی منزل مرحوم آقای علمی، در پشت باغ نادری بود. البته این مزاحمت‌ها، در همه جا وجود داشت. آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری، از مرحوم آقای آشتیانی دعوت کردند که برای تدریس فلسفه، به مدرسه امام صادق(ع) بیایند و قول دادند که کسی مزاحم ایشان نشود! مدرسه آیت‌الله میلانی، در واقع پایگاهی برای کسانی بود که طرفدار مباحث عقلی و حکمت بودند. در آن دوران بود که بین آیت‌الله زنجانی، مرحوم استاد آشتیانی و آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری، نوعی ارتباط عقیدتی برقرار شده بود. آیت‌الله زنجانی همواره به طلابی که علاوه بر بحث‌های نقلی، به مباحث عقلی هم می‌پرداختند، توجه خاصی داشتند؛ به‌طوری که پس از اینکه مرحوم آقای آشتیانی درسشان را شروع کردند، آیت‌الله زنجانی ــ که در آن زمان منظومه سبزواری تدریس می‌کردند ــ به شاگردان خود سفارش می‌کردند: «از درس مرحوم آقای آشتیانی بهره ببرند؛ زیرا ایشان وجود مغتنمی است».

 

ارتباط آیت‌الله زنجانی با آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری را چگونه دیدید؟
مرحوم آیت‌الله زنجانی، همواره از آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری، به عنوان استاد مسلم در مباحث اصولی یاد می‌کردند و فرزند خود آقای سیدمحمد را برای کسب علم نزد ایشان فرستادند. پیش‌تر، زمانی که آیت‌الله میلانی از نجف به مشهد آمدند، به درخواست علما در مشهد ماندند و درس فقه و اصول را شروع کردند و در همان اوایل، از مرحوم آیت‌الله علم‌الهدی سبزواری خواستند که از نجف به مشهد بیایند و تدریس اصول را به عهده بگیرند. روش اصولی ایشان، روش مرحوم کمپانی بود و چند نفر در مشهد، از جمله آیت‌الله زنجانی، به این روش تسلط داشتند. بنده چند سال پیش تصمیم داشتم به نجف یا قم بروم، ولی آیت‌الله زنجانی مرا نهی فرمودند و گفتند: «اگر شما بروید، این شیوه اصولی روی زمین می‌ماند، بمانید و ادامه بدهید».

 

 

داخل پرانتز، قدری درباره شیوه مرحوم کمپانی توضیح دهید.
سبک اصولی مرحوم کمپانی، برهانی است. آیت‌الله زنجانی هم، به بیان اصول برهانی و البته قرآنی گرایش داشتند و می‌فرمودند: «امکان ندارد کسی با مبحث عقلی آشنا باشد و به اصول برهانی گرایش نداشته باشد». به اعتقاد ایشان بقیه روش‌های اصولی هم خوبند، اما اصل‌الاصول، اصول برهانی است. کلا سه روش اصولی وجود دارد: روش اصولی جدلی، روش اصولی خطابی و روش اصولی برهانی.

 

 

به نظر شما، ضرورت‌های توجه به علوم عقلی در حوزه چیست؟
افرادی که طالب حکمت هستند، چنانچه فقط به احکام تخصصی و علوم نقلی محض بپردازند، از اصول و مبانی فقه ــ که همانا حکمت حقیقی است ــ بی‌بهره خواهند ماند! حکمت نظری، ارتباطی به عمل ندارد و محدود به حیطه ادراک است. طالبان واقعی علم، اگر به مبدأ و معاد بی‌توجه باشند و سیر و سلوکی نداشته باشند و فقط با اعراض سروکار داشته باشند، از حکمت عملی دور خواهند شد. در حال حاضر که شبهات نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است، برای پاسخگویی به آنها، باید به مسائل عقلی بها داد و کار را به دست افراد مستعد سپرد. الحمدلله به برکت رهبری حضرت امام و رهبر معظم انقلاب، آثار حکمی و فلسفی فراوانی منتشر شده‌اند، که طالبان زیادی هم دارند.

 

 

از دیدگاه آیت‌الله زنجانی، مقوله اخلاق چه تأثیری در شکل‌گیری احکام دارد؟
انسان وجودی ظاهری و باطنی دارد که این فطرت دوم، بر اساس اعمال است که هویت واقعی انسان را شکل می‌دهد. اساس فقه، وحی است و همه اینها، برای شکل دادن به فطرت دوم انسان است. عقل هم هنگامی عقل است که مؤید شرع باشد. افعال و اعمال انسان، زمانی که در چهارچوب ضوابط منشأگرفته از مبدأ و سیره قرار دارند، این حکم را پیدا می‌کنند که در ابواب معاملات نیز، عبادت محسوب می‌شوند.

 

 

رهبر معظم انقلاب در پیامی که به مناسبت ارتحال آیت‌الله زنجانی منتشر کردند، ایشان را جامع معقول و منقول خواندند. ارزیابی شما از این توصیف چیست؟
مرحوم آیت‌الله زنجانی به فقه، بیش از بحث‌های عقلی گرایش داشتند و وقتی وارد بحث فقه می‌شدند، گویی اصلا فلسفه نمی‌دانند!…

چرا؟
چون در فقه، سروکار ما با فهم و عرف است و نباید نکات دقیق مباحث عقلی را در آن وارد کرد. البته کسانی که با دقتِ مباحث عقلی وارد مباحث فقهی می‌شوند یا فقهایی که با حکمت در ابواب فقه وارد می‌شوند، مجموعا موفق‌ترند. آیت‌الله زنجانی در بعد علم و عمل، شاگرد به تمام معنی امام راحل و صاحب صفات برجسته علمیِ ایشان بودند. ایشان وقتی وارد بحث‌های عرفانی می‌شدند، کاری به استدلال‌های رایج در علوم دیگر نداشتند، اما وقتی وارد بحث فقه می‌شدند، گویی از فلسفه هیچ چیزی نمی‌دانستند و این روش بسیار صحیحی است؛ زیرا ما در فقه، با فهم و عرف و متابعت عرفی سروکار داریم و نباید نکات دقیقی را که در بحث‌های عقلی مطرح هستند، در موضوعات فقهی بیاوریم.

 

 

خود شما هم از همین شیوه پیروی می‌کنید؟
بله؛ اینکه انسان در هر موضوعی بتواند متناسب با آن خودش را وفق بدهد، هنر خاصی است. امام راحل این رویه را داشتند. افراد دیگر غالبا در بحث‌های فقهی، از بحث‌های عقلی تأثیر می‌پذیرند و بالعکس. در علم اصول هم، یکی از افتخارات آیت‌الله زنجانی شاگردی حضرت امام است، که ایشان با شوق و ابتهاج خاصی، از آن یاد می‌کردند. ایشان انصافا در علم و عمل، یک استاد اخلاق تمام‌عیار بودند.

 در روابط آیت‌الله زنجانی با امام خمینی، چه نکاتی را مهم و در خور اشاره قلمداد می‌کنید؟
آیت‌الله زنجانی در ابعاد مختلف علمی و حتی در بعد سیاست، بینش دقیقی داستند و بخش قابل توجهی از آن را مرهون ارتباط با حضرت امام می‌دانستند. علاوه بر این در دوران حضور در قم، با شخص ایشان هم رابطه نزدیکی داشتند. ایشان نقل می‌فرمودند: در اوایل طلبگی در قم، دچار بیماری حصبه می‌شوند! وقتی امام از موضوع باخبر می‌شوند، سفارش اکید برای آوردن پزشک می‌کنند و در برخی از موارد، از جمله تهیه دارو یا حتی تدارک رختخوابی مناسب برای بیمار، متکفل کارهای ایشان می‌شوند. امام به آیت‌الله زنجانی توجه خاصی داشتند؛ زیرا ایشان بسیار خوش‌فکر و فهیم بودند. مرحوم آیت‌الله زنجانی هم همواره چه در مشهد، چه در زنجان، از امام حمایت کامل می‌کردند و در سال‌های 1356 و 1357، همواره در میدانِ مبارزات بودند و حمایت از امام و انقلاب را به عنوان یک واجب شرعی قلمداد می‌کردند. ایشان پس از رحلت امام هم، همچنان به حمایت خود از نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب ادامه دادند.

 

 

ارتباط ایشان با بدنه جامعه و مردم را چگونه دیدید؟
یکی از تبعات حالت مرجع برای مردم داشتن، این است که درِ خانه‌ آن شخصیت دینی و علمی، به روی همه باز است و درواقع پناه و امین مردم هستند. اسراری را که زن و شوهرها به هم نمی‌گویند، به یک عالم می‌گویند؛ زیرا او را امین مردم می‌دانند. چنین حسن اعتمادی، باید حفظ شود و مردم باید اهل علم را بهترین افراد بدانند و این میسر نمی‌شود مگر اینکه رجال دینی و روحانی ما، خُلق الهی داشته باشد و منشأ ایجاد خلق الهی، پایبندی شدید به آموزه‌های دینی است. احکام، مقدمه عمل هستند و عمل، نیازمند خُلق نیک است. مرحوم آیت‌الله زنجانی، حقیقتا در برابر مردم متواضع و برای آنان، دستِ کمک‌کننده بودند. به همین دلیل هم، محبوبیت بسیاری داشتند. تشییع پرشور آن بزرگوار در مشهد و مجالسی که به مناسبت رحلت ایشان در سراسر ایران و حتی جهان برگزار شد، شاهدی بر این مدعاست. خداوند ایشان را با اجداد طاهرینشان محشور کند.

منبع:پژوهشکده تاریخ معاصر

مصاحبه با برجسته ترین شاگرد حکیم علامه سید جلال الدین آشتیانی آیت الله حاج سید محمد رضا حسینی آملی

۱-نحو آشنایی شما با علامه آشتیانی به چه صورت ودر چه سالی بود ؟

از اوائل ورود به حوزه علمیه بعد از اتمام دروس ادبیات عرب بلحاظ علاقه وافری که به مباحث عقلی داشتم به درس اساتید آن زمان حضرت آیت الله سید ابوالقاسم بلخی که حافظ اشعار منظومه بود وبدون آوردن کتاب تدریس منظومه حاج ملا هادی سبزواری را می فر مود ند حاضر می شدم وهمچنین شرح محضر آیت الله حاج شیخ صفر رحیمی که از فضلای گمنام بودند شرح تجرید علامه حلی را خواندم وبه همین جهت درصدد آشنایی با اساتید فن بودم اولین بار در سال ۱۳۶۰ بود که اطلاعیه درس منظومه حضرت استاد را در تابلو اعلانات مدرسه نواب دیدم بسیار خوشحال شدم ودر اولین فرصت محضر مبارک ایشان شرفیاب شدم در دیدار اولیه محضر ایشان چنان مجذوب ایشان شدم که تقاضای درس خصوصی کردم وعرض کردم آقا هر درسی را که بیان فرمودید پایان همان درس مطالب بیان شده را از بنده سوال کنید حاضر شدند کتاب شریف منظومه ملا هادی را برای آخرین بار تدریس نمایند علاوه بر اینکه آن زمان حقیر دروس سطح حوزه را به پایان رساندم و برای ورود به درس خارج مهیا می شدم مردد بودم که به قم بروم تا از مباحث عقلی ونقلی آن استفاده کنم یا در مشهد بمانم به همین خاطر با والد (حاج سید عبدالمطلب حسینی )خدمت حضرت آیت الله شمس ابرده ای (از اشنایان قدیمی مرحوم والد بودند) جهت مشورت رفتیم سوال حقیر عمدتا مباحث عقلی بود ایشان فرمودنداگر جناب آقا سید جلال الدین آشتیانی به شما قول تدریس دادند ایشان را رها نکنید که از بقیه اقران سر آمد است.

ودر فن حکمت متعالیه وعرفان نظری بی نظیرند لذااقامت در مشهد را ترجیح بر سکونت در قم دادم و آن بزرگوار با مشکلاتی که برایشان ایجاد شده بود چندین مرتبه مکان بحث را عوض نمودند تا سر انجام با عنایت استاد اعظم فقیه جامع الشرایط واصولی مدقق حضرت آیت الله حاج سید ابراهیم علم الهدی سبزواری قدس سره که اعظم تلامذه مرحوم آیت الله حاج محمد هادی میلانی قدس سره بودند در مدرسه مبارکه امام صادق (ع)در محل تدریس خود آن مرحوم بعد از ظهر ها تشریف می آوردند وتا آخرین روز تدریس در این مکان ماندند بدون هیچ مشکلی وچون حقیر در بحث اصول وفقه آن مرحوم شرکت می نمودم به بنده فرمودند که من آقا سید جلال آشتیانی را راحت کردم از دست مخالفین حکمت.

۲-درورسی که آقا در حوزه تدریس کرده اند چه بوده وشما پیش ایشان کدام یک را خوانده اید ؟

بحثهای آن بزرگوار ابتدائا منظومه حاجی بخش مورد عامه والهیات به معنی الاخص بعدا جلد پنج وشش اسفار که همان الهیات به معنی الاخص می باشد همزمان ابتدائا اشعه اللمعات جامی وسپس شرح فصوص قیصری مصباح الانس ابن قناری وشبهای ماه مبارک رمضان را مصباح الهدایه الی الخلافه والولایه از حضرت امام قدس سره الشریف وهمچنین شرح دعای سحر واواخر مقداری نجاه بوعلی.

۳-نظر آقا نسبت به اساتید خود چه بوده از نظر علمی لطفا کمی توضیح دهید؟

حضرت آقا به تمامی اساتید خود احترام می گذاشتند چه در مباحث نقلی وچه در مباحث عقلی در علوم نقلیه از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی قدس سره ومرحوم آیت الله العظمی میرزا حسن بجنوردی در نجف که سه سال محضر ایشان رادرک نمودند بنا به توصیه امام قدس سره .
ودر مباحث عقلی از آیت الله حاج شیخ محله ای امامی امیر کلاهی که کرارا می فرمودند مرحوم آقای بروجردی خطاب به ایشان می فرمودند آقای شیخ محله ای مرجعیت حق شماست واز درشکه به احترام ایشان پیاده می شدند واین جمله را می گفتند و آخرین بار ایشان از باب مزاح فرمودند جهنم رفتن واجب کفایی است.

۴-نظر حضرت آقا نسبت به جناب محی الدین وبعضی بزرگان عرفان را بفرمایید؟

ایشان در عرفان به صدر الدین قونوی بسیار عنایت داشتند تا جایی که در برخی موارد اورا برشیخ اکبر نیز در جهت قلم ترجیح می دادند ودر بین متاخرین از مرحوم اقا سید رضی لاریجانی که استاد عرفان نظری وکتاب فصوص آقای آقا محمد رضا قمشه ای حکیم الهی با عظمت ومرد میدان عرفان نظری یاد می کردند و همچنین از مرحوم آقا میرزا هاشم اشکوری ومرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی شاه آبادی وسپس از مرحوم حضرت امام به عنوان بقیه السلف وخاتمه عرفا نظری یاد می نمودند ونسبت به حضرت امام می فرمودند و رود این مرد در عالم سیاست موجب شد که وجه علمی آن بزرگوار تحت الشعاع قرار بگیرد ومع الاسف هنوز چهره علمی آن مرد بزرگ چه در باب علوم نقلی وچه در مباحث عقلی وذوقی آنطور که شایسته است روشن نشده است.

۵-نظراستاد نسبت به هانری کربن چه بوده است ؟

نست به هانری کربن به عنوان شخص مومن ومتتبع در آثار عرفا وحکما یاد می نمودند واز اینکه اهتمام برخی از دانشمندان غربی گاهی بیشتر از اهل سرزمین ماست حسرت می خوردند.

۶-در مورد زندگی شخصی آقا کمی صحبت کنید ایشان چرا تاهل اختیار نکرده اند ؟

مرحوم آقا در زمان حیاتشان شبی خدمت ایشان رسیده بودم که والده ماجده ایشان علویه حسینی هم حضور داشتند چون نسبت مادری ایشان به حضرت سید الساجدین سلام الله علیه بوده است ونسبت بنده هم از همان شجره طیبه است خیلی خوشحال شد وبه بند خطاب کرد که آقا شما به آقا سید جلال بگویید که داماد شود . آقا فرمودند مادر باشد همین تابستان داماد می شوم بعد که مادر تشریف بردند بنده پرسیدم آقا چرا ازدواج نفرمودید فرمودند در ابتدا ورود به حوزه علمیه قم شور وشوق درس خواندن چنان زیاد بود که شب و روز را نمی شناختم واز هر چیزی که با درس خواندن مزاحمت داشت فاصله گرفتم یک وقت به خودم آمدم دیدم سنم از سی گذشته است گفتم دیگر حوصله نق ونق بچه را ندارم لهذا ازدواج نکردم.

۷-از نظر احساسات ومحبت آقا به چه نحو بودند اگر می شود کمی توضیح دهید (مصداقی)؟

حضرت استاد برخلاف ادعاهای اشخاص بی اطلاع بسیار مهربان ودلسوز وعاطفی بودند در یکی از مسافرتهایی که به تهران داشتند شنیده بودند که خانمی به علت نداشتن تمکن مالی فرزندش را به شخصی واگذار کرده است مکرر این قضیه را نقل می نمودند ورنج می بردند که چرا باید معشیت بعضی از افراد تا این حد برسد که حاضر شود فرزندش را به غیر دهد.

خاطره دیگر اینکه یک روز (فقط همان روز )به درس حاضر نشدم در همان اوائل حضور خدمت ایشان علت را پرسید عرض کردم بلحاظ کسالت پدرم که مبتلا به نارحتی کلیه بودند ونیاز به عمل جراحی داشتند فرمودند پیش کدام دکتر برده اید گفتم فلان دکتر فرمودند دست نگهدارید تا من بگویم پیش کی ببرید تلفن منزل را دادند وفرمودند بامن تماس بگیرید فردای همان روز فرمودند نامه ای نوشتم برای دکتر قربانیان که استاد اطبایی ارولوژی مشهد بود بنده همراه پدر خدمت ایشان در بیمارستان قائم (ع)رسیدیم به مجرد دیدن نامه مرحوم استاد از جای خود بلند شد واحترام خاصی گذاشت وگفت آقا من به لحاظ رئشه دست توان عمل جراحی ندارم شمارا با همین نامه به بهترین شاگردم معرفی می کنم که استاد محترم جناب آقای دکتر علی اصغر یار محمدی که خود نیز از خاندان علم ودانش واهل شاهرود وبسیار انسان متدین است ادام الله بقائه ایشان با نهایت عنایت عمل جراحی را با موفقیت انجام دادند ودر آن ایام حضرت استاد بیش از بنده مراقب حال وسلامتی مرحوم والد بودند وکمتر کسی اینطور مراقب حال شاگرد می باشد تا موجبات تفرقه ذهنی شاگرد را برطرف نماید ومحیط را با نشاط برای شاگردش حفظ کند.

۸-بعد از رحلت ایشان شما یک مصاحبه تلویزونی داشتید گویا عده ای بعد از مصاحبه شما را توبیخ کرده اند می شود در مورد آن عده شما بیشتر توضیح دهید ؟

بله همیشه در مقابل حکما وعرفا عده ای بوده اند واین تازگی ندارد وغالب مخالفتها بلحاظ عدم نیل به مطالب عالیه است که در مسفورات آن عزیزان است واگر انسان چیزی را نفهمد وحوصله آموختن آن را نداشته باشد با صاحبان آن علم مخالفت می کند که الناس اعدا ما جهلوا.

۹-در مورد هیئت خارجی لطفا توضیح دهید؟

ایشان فرمودند یک هیئت علمی از آمریکا آمدند واز من دعوت به عمل آوردند برای اقامت در آنجا وتدریس در جواب گفتم عمر من گذشته است ودر این سن با کسالت آمدنم به آنجا برای شما فایده ای ندارد.

۱۰-علت حضورحضرت استاد دردانشگاه چه بود؟

ایشان می فرمودند در زمان حیات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در تهران بودم که از طرف ایشان مبلغ یکصد تومان به بنده رسید ولی با خود گفتم تا زمانی که این مرد زنده است ایشان توجه دارند (چون مرحوم استاد وکیل حضرت آیت الله بروجردی بودند )ولی بعد از فوت ایشان چه کنم از طرفی از وضع شهریه حوزه رنج می بردم لذا بر آن شدم که وارد دانشگاه شوم برای امرار معاش ومخارج زندگی با مرحوم شهید مطهری در امتحانات دانشگاه به جهت استادی شرکت نمودیم سال اول بنده قبول شدم ومخیر شدم بین تهران ومشهد وچون مشهد مکان خلوتی برای بنده بود مناسبت تر برای تحقیق در مباحث علمی لذا مشهد را اختیار نمودم ولی به طور کل صرف وقت در دانشگاه را تضییع عمر می دانستند واگر نبود مسئله ارتزاق ومعشیت در دانشگاه نمی ماندند وبحقیر جد اولین افرادی بودم که در سالهای اول تحصیل در خدمتشان برای تدریس در دانشگاه اقدام فرموده بودند وحتی یکسال ونیم بصورت حق التدریس مشغول تدریس شدم به خاطر مخالفت استاد منقول حضرت آیت الله العظمی علم الهدی سبزواری ترک نمودم فرمودند اگر بتوانی مقاومت نمایی وتوکل بخداوند داشته باشی بهتر است که نیایی چرا که من در این آخر عمر پشیمانم از رفتن به آنجا.

۱۱-استاد آشتیانی از مال دنیا چه داشتند ؟

آن بزرگوار تمام ما یملک ایشان عبارت بود از یک منزل مسکونی واثاثیه مختصری که در حد ضرورت به آن احتیاج داشت منزل را با اثاثیه در زمان حیات به آقای لاهوتی (رضی الله عنه )هبه کرد وهمچنین مقداری کتب که در اواخر به تعبیر خودشان از طرف دفتر تبلیغات قم آمدند وقریب یک کامیون کتاب را بردند .
ومقدار دو میلیون تومان پول نقد که بنا بر تقاضای همه ورثه آن مرحوم که (یک خواهر وسه برادر بودند )به عنوان نیابت حج تمتع به این جانب بعنوان نائب آن هم از سهمیه هنرمندان ؟! پرداخت نمودند که توفیق آن نصیب حقیر شد وخداوند به فضلش قبول نماید .

۱۲-از آن زمان که شما شاگرد استاد بودید ایشان چند شاگرد ثابت داشتند لطفا نام ببرید؟

برخی از شاگردان ایشان در حوزه علمیه هم در بحث حکمت شرکت می کردند وهم در عرفان نظری از آن جمله
۱-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین غلامی
۲-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سالم(که جدا انسانی وارسته وجدی که فوت این دو بزرگوار ضایعه ای برای حوزه علمیه مشهد به شمار می آید )
۳-آقای حجه الاسلام والمسلمین حسینی شریف که از اساتید دانشکده الهیات می باشند
۴-جناب حجه الاسلام والمسلمین سید هادی رستگار که در مرکز مختلفی فعالیت دارند وشرح اشعه اللمعات جامی را نوشته اند
۵-حجه الاسلام والمسلمین سید مسیح حسینی که مسئول حوزه علمیه شهر کرد اصفهان واز اساتید آن حوزه می باشد فردی جدی در علوم عقلی ونقلی می باشند
۶-حجه الاسلام والمسلمین حسینی (عمو زاده ایشان )
۷-حجه الاسلام والمسلمین اشکوری
۸-حجه الاسلام والمسلمین وفادار (دوست ارجمند ودانشمند که هم اکنون در بخش کتب خطی کتابخانه مبارکه استان قدس رضوی می باشند )
۹-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین فرزانه (که توفیق ضبط بسیاری از دروس مرحوم استاد را داشتند که از نوارهای ایشان بنده خبری ندارم که چه شده است آن بزرگوار اهل کاشان بود ودر کتابخانه آستان قدس رضوی مسئول کتب خطی آنجا بود )
برخی دیگر از آقایان که نام آنها در خاطر حقیر نیست وجمعی که در خصوص مباحث حکمت شرکت می کردند
۱-جناب حجه الاسلام والمسلمین مقدسیان مسئول عقیدتی لشکر۷۷خراسان
۲-جناب حجه الاسلام والمسلمین خدایاری مسئول در عقیدتی ارتش
۳-جناب حجه الاسلام والمسلمین وحیدی مسئول در عقیدتی
۴-جناب حجه الاسلام والمسلمین آیتی بیرجندی (از اساتید حوزه علمیه مشهد ومجهول القدر می باشند)
۵-جناب حجه الاسلام والمسلمین موسوی تربتی
۶-مرحوم شیخ محمد کارگر اردبیلی
۷–جناب حجه الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی که از اساتید دانشکده الهیات می باشند
جمعی دیگر که اسامی آنها در خاطر حقیر نیست.

۱۳-اگر بخواهید استاد آشتیانی را وصف نمایید در مورد ایشان چه می گوید ؟

گرچه مرحوم حاج سید جلال الدین آشتیانی بعنوان حکیم واستاد عرفان نظری شهرت داشت ولی الحق در بعد عمل کم نداشت لکن اهل کتمان بود ومشی ملامتیه را داشت.

۱۴-آیا شما در درسها وبحثهایتان یادی از ایشان می کنید لطفا کمی توضیح دهید؟

بنده در میان اساتید متعددی که در مباحث عقلی داشته ام از ایشان بصورت فوق العاده یاد می کنم مگر می شود با شخصیتی که متجاوز ۱۰ سال هر روز قریب چهار ساعت با هم بوده یادی نکنم نه فقط در بحث در صورتی که تفضلا خداوند متعال اعمال وزیارات حقیر را قبول نمایید در نوع آنها آن بزرگوار را شریک در ثواب می دانم حشره الیه مع اجداده الطاهرین بمحمد وآله.

ازاینکه وقت گران قیمت خود را به مصاحبه با این حقیر دادید بسیار متشکرم